من ِ سرگردون ساده


عشق تو از خاطرم برد که نحیفم و پیاده


(ایرج جنتی عطایی)


...


دریغا

که حرفهای نگفته را زندگی می کنیم و

حرفهای گفته را

فراموش.


بشکن قرق را ماه من بیرون بیا امشب


قرق را شکستیم و بیرون آمدیم. حالا سرگردان شده ایم.