تخت
مرا از این تخت شکنجه
مرا از این تخت تیمارستان
مرا از این تخت تنهایی...
مرا به خاطره های فراموش شده ام ببر
به عروسکی که داشتمش و
فراموشش کرده ام
+ نوشته شده در 2010/7/4 ساعت 23:43 توسط فردید
|
مرا از این تخت شکنجه
مرا از این تخت تیمارستان
مرا از این تخت تنهایی...
مرا به خاطره های فراموش شده ام ببر
به عروسکی که داشتمش و
فراموشش کرده ام
پیوستگی در امتداد تورب بود و باد پرده های سفید را تا به تا می برد. پیوستگی در امتداد من بود و آن دو نگاه نیزه ای. چیزی درون رگهای من جوانه می زد و انگشتهای پایم ادامه ی بال پروانه ای شد که من بودم.
آن دو مورب کهن را با این صافهای کودن عوض نمی کنم. صد سال.